درباره وبلاگ:
آرشیو:
طبقه بندی:
آخرین پستها :
پیوندها:
نویسندگان:
آمار وبلاگ:
)
یکی از معضلاتی که امروز جامعه شیعی با آن دست به گریبان است ، دوستان جاهل است که از داخل تیشه به ریشه تشیع می زنند . آنان با علم کردن برائت و سوء تفسیر برائت به فحش و دشنام به کسانی می پردازند که از مقدسات اکثریت مسلمانان به حساب می آیند . آنان با این کار خود هم از یکطرف شیعیان را افرادی بد زبان و فحاش معرفی می کنند و چهره تشیع را با این کار جاهلانه خود زشت جلوه می دهند که ببینید تشیع این است که به پیروان خود جز فحش چیزی نمی آموزد و از سوی دیگر جاهلان و مغرضان طرف مقابل را وادار می کنند بخاطر افرادی که دوست شان دارند ، دست به جنایت بزنند و مسلمان کشی به راه بیندازند.
اکنون ببینیم این عمل که برخی تحت لوای برائت انجام می دهند تا چه حد مشروع است و با آموزه های ائمه (ع) سازگاری دارد :
در جنگ صفین حجر بن عدی و عمرو بن حمق خزاعی بیرون آمدند و به اظهار تنفر و لعنت بر شامیان پرداختند . علی (ع) به ایشان پیام فرستاد : از آنچه در باره شما گزارش می دهند دست بکشید و نزد من بیایید . (چون آن دو آمدند ) گفتند : ای امیر مومنان مگر حق با ما نیست ؟ فرمود : چرا [گفتند : آیا آنان بر باطل نیستند ؟ فرمود : چرا ] گفتند : پس از چه رو ما را از دشنام گویی به آنان بازداشتی ؟ فرمود : " کرهت لکم ان تکونوا لعانین شتامین " برشما روا ندانستم که نفرینگر و دشنامگو باشید.[1]
عن ابراهیم بن ابی محمود قال : قلت للرضا (ع) : یابن رسول الله (ص) ان عندنا اخبارا فی فضائل امیر المومنین (ع) و فضلکم اهل البیت و هی من روایه مخالفیکم و لا نعرف مثلها عنکم افندین بها ؟
... ثم قال الرضا (ع) یابن ابی محمود : ان مخالفیننا وضعوا اخبارا فی فضائلنا و جعلوها علی ثلاثه اقسام : احدها الغلو ، ثانیها التقصیر فی امرنا ، ثالثها ، التصریح بمثالب اعدائنا . فاذا سمع الناس الغلو فینا کفروا شیعتنا و نسبوهم الی القول بربوبیتنا و اذا سمعوا التقصیر اعتقدوه فینا و اذا سمعوا مثالب اعدائنا باسمائهم ثلبونا باسمائنا و قد قال الله عز و جل : و لا تسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدوا بغیر علم .[2]
ابراهیم بن ابی محمود می گوید : من به امام رضا (ع) گفتم : یا بن رسول الله (ص) نزد ما اخباری از فضایل امام علی (ع) هست که از مخالفان شما شنیده ایم و مانند آن را از شما نشنیده ایم آیا به آن معتقد گردیم . امام (ع) فرمود : ای پسر ابی محمود ! مخالفان ما درشان ما سه نوع خبر جعل کرده اند: یکی اخبار غلو ، دوم اخبار تقصیر در کار ما ، سوم اخباری که تصریح دارند به بدگویی و دشنام دشمنان ما .
تا هرگاه مردم اخبار غلو را بشنوند ، شیعیان ما را تکفیر کنند که این ها قایل بربوبیت امامان خود هستند و هرگاه اخبار تقصیر را بشنوند به آن معتقد گردند (که آری امامان شیعه همین قسم اند) و هرگاه اخباری که زشتی و بدگویی دشمنان ما را می کند با ذکر اسامی آن ها ، به بدگویی علیه ما بپردازند . در حالیکه خداوند فرموده : " و لا تسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله " [3]
به امام صادق (ع) عرض کردند :
قیل له : انا نری فی المسجد رجلا یعلن بسب اعدائکم و یسبهم . فقال : ماله ؟ لعنه الله تعرض بنا . قال الله " ولا تسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدوا بغیر علم "
ما در مسجد مردی را دیدیم که آشکارا به دشمنان شما دشنام می داد و آن ها را لعن می کرد . حضرت فرمود : چه کار می کند ؟ خدا لعنتش کند . او ما را در معرض فحش و دشنام قرار می دهد .
با این حساب اگر کسانی به اصطلاح برائت به آن شکل می پردازند و به لعن و سب برخی افراد می پردازند ، مشمول " ماله لعنه الله تعرض بنا " خواهد بود .
سفارشات امام باقر(ع) به شیعیان
وعن خیثمة ، قال : « دخلت على أبی جعفر (علیه السلام) أُودّعه ، فقال : یا خیثمة ! أبلغ مَن ترى من موالینا السلام ، وأوصهم بتقوى الله العظیم ، وأنْ یعود غنیّهم على فقیرهم ، وقویّهم على ضعیفهم ، وأنْ یشهد حیّهم جنازة میّتهم ، وأنْ یتلاقوا فی بیوتهم ; فإنّ لقاء بعضهم بعضاً إحیاء لأمرنا ، رحم الله عبداً أحیا أمرنا.
یا خیثمة ! أبلغ موالینا أنّا لا نغنی عنهم من الله شیئاً ، إلاّ بعمل ، وأنّهم لن ینالوا ولایتنا إلاّ بالورع ، وأنّ أشدّ الناس حسرة یوم القیامة مَن وصف عدلاً ثمّ خالفه إلى غیره » (1).
خیثمه که ازیاران امام باقر وامام صادق(ع) بود می گوید : نزد امام باقر(ع) رفتم تا با آن حضرت وداع کنم ، حضرت به من فرمود : ای خیثمه دوست دارانم را – وقتی دیدی – از جانب من سلام برسان و آنها را به تقوای خداوند بزرگ توصیه کن و اینکه : افراد ثروتمند شان از فقیر و قوی شان از ضعیف دستگیری کنند و به تشییع جنازه اموات خود حاضر شوند , همدیگر را درخانه های شان ملاقات کنند ؛ چرا که دیدار آن ها با همدیگر امر ما را احیا می کند.
ای خیثمه ! به دوستداران ما بگو : ما نمی توانیم جز با عمل آنها نزد خدا برای آنها کاری انجام بدهیم و آنان جز با پارسایی نمی توانند به ولایت ما برسند. بدانید که در روز قیامت آنکه از همه بیشتر حسرت می خورندکسی است که عدل را توصیف کند اما خود مخالف عدالت عمل کند
(1) قریت الضیف قرى ، مثال : قلیته قِلى ، وقراء أحسنت إلیه ، إذا كسرت القاف قصرت ، وإذا فتحت مددت. الصحاح 6 / 2491.
(2) الكافی 2 / 141 ح 6 ، الجواهر السنیّة : 126 ، بحار الأنوار 74 / 345 ح 6 ، وسائل الشیعة 14 / 85 ح 8. بالسند المذكور.
(3) الكافی 2 / 140 ح 1 ، بحار الأنوار 74 / 342 ح 1 ، وسائل الشیعة 14 / 852 ح 14 ، ورواه الحسین بن سعید الكوفی فی كتابه عن العبد الصالح ; انظر : المؤمن : 60 ح 152 ، بتفاوت فی الحدیث.
جواز تعبد به مذهب تشیع از نظر یک مفتی اهل سنت
|
| |||
|
| |
القاهرة - عمر عبدالجواد
وأكد جمعة أنه "علینا الاعتراف بما تحرزه هذه الطائفة من تقدم یُمَكننا من التعاون معها فی الوقت الحالی". مؤكدا أنه "لا حرج من التعبد على مذاهبها، فلا فرق بین سنی وشیعی".
وقال فی حوار مع "العربیة.نت": إن الشیعة بطبیعتها طائفة متطورة، وهم یُسلّمون بذلك، باعتبارهم الواقع جزءا لا یتجزأ من فقههم، "ولكن هناك من ینقِّب فی الكتب الشیعیة القدیمة، ویخرج علینا بالخلافات، وهذا خطأ جسیم".
|
به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از رسا، دکتر علی جمعه مفتی مصر روز گذشته در مصاحبه با پایگاه اینترنتی «العربیه . نت» با تاکید بر جواز گرایش مسلمانان به مذهب تشیع گفت : باید باور کرد که شیعیان پیشرفت فوق العاده ای در زمینه های مختلف داشته اند و لازم است که اهل تسنن با آنان همکاری و تعاون داشته باشند.
وی شیعیان را طایفه ای پیشرفته خواند و تصریح کرد : شیعیان طایفه ای پیشرفته هستند ولی آنچه باعث اختلاف آنان با اهل تسنن شده است کنکاش برخی از مخالفان وحدت در کتب قدیمی شیعه جهت پیدا کردن سرنخ اختلاف و شکاف است.
دکتر علی جمعه تاکید کرد : این افراد هدفی جز ایجاد گسیختگی و شکاف میان مسلمانان ندارند و این برنامه از سالهای گذشته برنامه ریزی شده است.
مفتی مصر امت اسلامی را یکپارچه توصیف کرد واظهار داشت : درست است که شیعیان در اقلیت به سر می برند ولی آنان عضوی از پیکره اسلام هستند و مانند سایر مسلمانان نماز را رو به کعبه می خوانند.
گفتنی است که اولین عالم سرشناس اهل تسنن كه فتوا به جواز گرایش مسلمانان داد، شیخ محمود شلتوت رییس فقید دانشگاه الازهر بود كه پس از آن روابط شیعیان و اهل تسنن بسیار گسترده شد.
علما و اندیشمندان جهان اسلام فتوای مفتی مصر را ضربه سهمگینی به پیکره گروههای افراطی و وهابی که در هر مناسبتی به شدت علیه شیعیان می تازند عنوان کردند. |
پیشگویی حضرت پیامبر(ص) در مورد وهابیان
پیشگویى رسول گرامى (صلّی الله علیه و آله) از ظهور وهّابیّان
در كتب معتبر اهل سنّت روایاتى از پیامبر گرامى صلىاللهعلیهوآله آمده كه اشاره به ظهور فرقه وهّابیّت شده است همان گونه كه بخارى در صحیح خود از عبداللّه عمر نقل مىكند كه گفت:
.
ذَكَرَ النَّبِیُّ صلى الله علیه وسلم: اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِی شَأْمِنَا، اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِی یَمَنِنَا. قَالُوا: وَفِی نَجْدِنَا. قَالَ اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِی شَأْمِنَا،
اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِی یَمَنِنَا. قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ وَفِی نَجْدِنَا؟ فَأَظُنُّهُ قَالَ فِی الثَّالِثَةَ: هُنَاكَ الزَّلاَزِلُ وَالْفِتَنُ، وَبِهَا یَطْلُعُ قَرْنُ الشَّیْطَانِ(1)؛
روزى پیامبر گرامى فرمود: خدایا منطقه شام و یمن را بر ما مبارك گردان! صحابه گفتند: منطقه نجد(2) را چطور؟ حضرت سخن قبل خود را تكرار فرمود و صحابه از نجد پرسیدند، حضرت در مرحله سوم فرمود: در نجد زلزلهها(3) و فتنهها به وقوع خواهد پیوست و شاخ شیطان از آن جا طلوع خواهد كرد.
.
عینى از علماى بزرگ اهل سنّت و شارح صحیح بخارى مىنویسد: مراد از شاخ شیطان، امّت و حزب شیطان مىباشد(4).
و هم چنین بخارى در صحیح خود از ابو سعید خُدرى از پیامبر گرامى [ صلىاللهعلیهوآله ] نقل كرده كه فرموده است:
.
یَخْرُجُ نَاسٌ مِنْ قِبَلِ الْمَشْرِقِ وَیَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ لاَ یُجَاوِزُ تَرَاقِیَهُمْ، یَمْرُقُونَ مِنَ الدِّینِ كَمَا یَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِیَّةِ،
ثُمَّ لاَ یَعُودُونَ فِیهِ حَتَّى یَعُودَ السَّهْمُ إِلَى فُوقِهِ . قِیلَ مَا سِیمَاهُمْ. قَالَ سِیمَاهُمُ التَّحْلِیقُ. أَوْ قَالَ: التَّسْبِیدُ»(5)؛
افرادى از ناحیه مشرق، قیام مىكنند و قرآن تلاوت مىكنند و حال آن قرآن كه از گلوگاه آنان تجاوز نمىكند (در قلب آنان تاثیر نمىگذارد) و از قرآن بهره نمىبرند، این گروه از دین خارج مىشوند همان گونه كه تیر از كمان خارج مىشود و دیگر به طرف دین برنمىگردند مانند تیر كه به سوى كمان برنمىگردد.
از پیامبر اكرم [ صلىاللهعلیهوآله ] پرسیدند كه: این فرقه چه نشانهاى دارند؟
.
فرمود: چهره این گروه با سرهاى تراشیده، مشخص مىشود.
زینى دحلان مفتى مكّه مكرمه ضمن اشاره به این حدیث مىنویسد:
.
ففی قوله سیماهم التحلیق تصریح بهذه الطائفة لأنّهم كانوا یأمرون كلّ من اتّبعهم أن یحلق رأسه ولم یكن هذا الوصف لأحد من طوائف الخوارج والمبتدعة الذین كانوا قبل زمن هوءلاء(6)؛
پیامبر اكرم صلىاللهعلیهوآله كه «سر تراشیدن» را از نشانه بارز این طائفه شمرده شده، صراحت در فرقه وهّابیّت دارد زیرا تنها این فرقه هستند كه به پیروان خود دستور مىدهند سر خود را بتراشند و این صفت در هیچ یك از فرقههاى خوارج و بدعت گذارِ قبل از وهّابیّت دیده نشده است.
در ادامه مىنویسد:
.
وكان السیّد عبد الرحمن الأهدل مفتی زبید یقول: لا حاجة إلى التألیف فی الردّ على الوهابیّة بل یكفی فی الردّ علیهم قوله صلى اللّه علیه وسلم سیماهم التحلیق؛ فإنّه لم یفعله أحد من المبتدعة غیرهم؛
سیّد عبد الرحمن اهدل، مفتى منطقه زبید، مىگفت: در نقد عقائد وهّابیّت نیازى به تألیف كتاب نیست؛ بلكه همین حدیث پیامبر [ صلىاللهعلیهوآله ] كه ویژگىهاى این فرقه را «سر تراشیدن» معرفى كرده، براى بطلان عقیده آنان كفایت مىكند؛ زیرا غیر از وهّابیّت هیچ یك از فرقههاى بدعت گذار این ویژگى را ندارند.
.
واتّفق مرّة أنّ امرأة أقامت الحجّة على ابن الوهّاب لمّا أكرهوها على أتباعهم ففعلت ، أمرها ابن عبد الوهاب أن تحلق رأسها فقالت له حیث إنّك تأمر المرأة بحلق رأسها ینبغی لك أن تأمر الرجل بحلق لحیته؛ لأنّ شعر رأس المرأة زینتها وشعر لحیة الرجل زینته، فلم یجد لها جوابا(7)؛
.
(1) صحیح بخارى، ج 8، ص 95 ح 7094، كتاب الفتن، ب 16 ، باب قَوْلِ النَّبِیِّ صلى الله علیه وسلم: الْفِتْنَةُ مِنْ قِبَلِ الْمَشْرِقِ.
(2) نجد در اطراف ریاض و محل ظهور فرقه وهّابیّت مىباشد.
(3) شاید اشاره به تزلزل عقاید مردم مىباشد.
(4) وبنجد یطلع قرن الشیطان أی: أمّته وحزبه. عمدة القارى، ج 7، ص 59.
(5) صحیح بخارى، ج 8، ص 219، ح 7562.
(6) فتنة الوهابیة، ص 19.
(7) فتنة الوهابیة، ص 19.
اوصاف شیعیان از زبان رسول خدا (ص) در منابع اهل سنت

شیعیان علی (ع) از زبان پیامبر(ص) در منابع اهل سنت 2
1- عن ام سلمه : قال النبی (ص) : شیعه علی هم الفائزون یوم القیامه [1]
ام المومنین ام سلمه (رض) از رسول خدا(ص) نقل می کند که فرمود: فقط شیعیان علی (ع) در روز قیامت اهل رستگاری خواهد بود.
2- عن جابر و ابن عباس و ابی سعید الخدری و ام سلمه : کنا عند النبی (ص) فأقبل علی (ع) فقال النبی (ص) : قد اتاکم اخی ، ثم التفت الی الکعبه فضربها بیده ثم قال : و الذی نفسی بیده علی و شیعته هم الفائزون یوم القیامه [2]
از جابر بن عبد الله انصاری ، ابن عباس و ابو سعید خدری و ام سلمه (رض) نقل شده است : خدمت رسول خدا(ص) بودیم که ناگهان علی (ع) آمد و پیامبر(ص) فرمود : برادرم علی وارد شد. سپس حضرت رو به سوی کعبه نمود و دست به کعبه زد و فرمود : علی و شیعیانش رستگاران روز قیامت هستند.
3- عن علی و فاطمه و ام سلمه و ابی سعید أن النبی (ص) قال لعلی : إنک و شیعتک فی الجنه [3]
علی (ع) و فاطمه (س) و ام سلمه (رض) و ابوسعید خدری از حضرت رسول اکرم (ص) نقل کرده اند که آن حضرت به علی(ع) فرمود : همانا تو و شیعیانت در بهشت خواهید بود.
4- عن احمد : قال النبی (ص) لعلی : اما ترضی أنک معی فی الجنه و الحسن و الحسین و ذریاتنا خلف ظهورنا و ازواجنا خلف ذریاتنا و شیعتنا عن ایماننا و شمائلنا؟[4]
احمد حنبل از پیامبر اکرم (ص) نقل می کند که آن حضرت به علی (ع) فرمود : آیا راضی نیستی که تو با من در بهشت و حسن و حسین پشت سرما و همسران ما پشت سر آنان و شیعیان ما در طرف راست و چپ ما باشند ؟
5- قال النبی (ص) : (حینما شکی علی رسول الله (ص) حسد الناس ایاه ) یا علی ! إن اول اربعه یدخلون الجنه أنا و انت و الحسن و الحسین و ذرارینا خلف ظهورنا و ازواجنا خلف ذرارینا و شیعتنا عن ایماننا و شمائلنا [5]
پیامبر اکرم (پس از آنکه علی (ع) از حسادت ورزی بعضی از مردمان به آن حضرت شکایت کرد ) فرمود : ای علی ! همانان اولین گروه چهار نفری که داخل بهشت می شوند ، من و تو و حسن و حسین هستیم ، فرزندان ما پشت سر ما ، همسران ما پس از فرزندان مان و شیعیان ما در طرف راست و چپ ما خواهند بود.
6- قال النبی (ص) : یا علی انت و شیعتک تردون علی الحوض ورودا رواء [6]
پیامبر اکرم (ص) فرمود : ای علی ! تو و شیعیانت درکنار حوض کوثر به حضور من خواهید رسید در حالی که سیراب هستید.
[1] - تفسیر التذهیب ، بیهقی ، 355 ، ذیل آیه " و لقد ارسلنا من قبلکم فی شیع الاولین " و مفاتیح النجاه ، علامه بدخشی ، ص61
[2] - کنوز الحقائق فی حدیث خیر الخلائق ، علامه مناوی ، باب حرف عین ، ص98 ؛ تذکره الخواص ؛ سبط ابن الجوزی حنفی , باب دوم , ص54 ؛ تاریخ دمشق ، ابن عساکر ، ترجمه الامام امیر المومنین ، ج2، ص422 ، ح958 ؛ تاریخ دمشق ، ج42 ، ص333 ، ح8900 ؛ مناقب علی ، علامه عینی حیدر آبادی ، ص37
[3] - حلیه الاولیاء ابی نعیم اصفهانی ، ج4،ص329 ؛ تاریخ بغداد , خطیب بغدادی ، ج12 ، ص289 ، ح6731 ؛ تاریخ دمشق , ابن عساکر ، ترجمه الامام امیر المومنین ، ج2, ص345، ح852 و ص350 ، ح859 ؛ صواعق المحرقه ، ابن حجر هیثمی ، ص96 ؛ ینابیع الموده ، حنفی قندوزی ، 257 ؛ مناقب ، خطیب خوارزمی ، ص67 و 249 ، ح367 ؛ منتخب کنز العمال که در حاشیه مسند احمد حنبل چاپ شده ، ج5 ، ص439 ؛ موضح اوهام الجمع والتفریق ، خطیب بغدادی ، ج1، ص51 ؛ الاشاعه فی اشراط الساعه ، ص40-41 ؛ کنز العمال ، متقی هندی ، ج12 ، ص323 ، ح31631
[4] - فضائل علی ابن ابی طالب ، احمد حنبل ، ح190 ؛ معجم کبیر طبرانی در بیوگرافی ابی ابراهیم و در بیوگرافی امام حسن ، ح96 ؛ تذکره الخواص ، سبط ابن جوزی ، باب 12، ص323 ؛ صواعق المحرقه ؛ ابن حجر ، ص96 ؛ مقتل خوارزمی ، ج1، ص109 ، فصل 6؛ الریاض النضره فی مناقب العشره ، محب الدین طبری ، ج2، ص209
[5] - مجمع الزوائد ، هیثمی ، ج9، ص174 ؛ ینابیع الموده ، حنفی ، باب 58 ، ح270 ؛ صواعق ، ابن حجر ، ص96 ؛ معجم الکبیر طبرانی _ ترجمه ابی رافع _ و تذکره الخواص ، ص333 ؛ فرائد السمطین ، سمط دوم ، ح375 به نقل از حاشیه ترجمه الامام علی بن ابی طالب ، ج2، ص331 ، اسعاف الراغبین فی سیره المصطفی و اهل بیته الطاهرین ، ابن صبان که در حاشیه نور الابصار چاپ شده ، ص130 ؛ کفایه الطالب ، گنجی شافعی ، ص326 ؛ فضائل علی بن ابی طالب ، عبد الله بن امام احمد حنبل ، ص152
[6] - کنوز الحقائق ، علامه مناوی ، حرف یاء ص 203
اوصاف شیعیان از زبان رسول خدا (ص) در منابع اهل سنت
بسم الله الرحمن الرحیم
شیعیان علی (ع) از زبان پیامبر در منابع اهل سنت(1)
در منابع اهل سنت تعدادی روایت از زبان رسول خدا (ص) وجود دارد که شیعیان امام علی (ع) را اهل ابرار ، اهل نجات و رستگاری ، بهترین انسان ها و اهل بهشت معرفی می کند.
البته این احادیث چندین برابرش در منابع شیعه وجود دارد ولی ما برای آنکه گفته نشود " هرکسی آش خود را تعریف می کند " ، تنها احادیثی را که حضرت پیامبر(ص) در وصف شیعیان فرموده و اهل سنت آن را آورده اند ، نقل می کنیم .
1- عن جابر بن عبد الله قال : کنا عند النبی (ص) فأقبل علی فقال النبی (ص) : والذی نفسی بیده إن هذا و شیعته لهم الفائزون یوم القیامه و نزلت " إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ " (البینة 7) فکان اصحاب النبی (ص) إذا اقبل علی قالوا : جاء خیر البریه [1]
جابر بن عبد الله انصاری گفت : ما نزد پیامبر اکرم (ص) بودیم که علی (ع) وارد شد ، حضرت رسول تا ایشان را دید فرمود :
سوگند به کسی که جانم در دست او است ، این شخص و شیعیانش رستگاران روز قیامت هستند. (در این مورد ) آیه شریفه نازل شد که " همانا کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند ، بهترین انسان ها هستند" . از آن پس اصحاب پیامبر(ص) بر اساس این آیه هرگاه حضرت علی (ع) می آمد ، می گفتند : بهترین انسان ها آمد.
2- عن ابن عباس قال : لما نزلت " إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ " قال رسول الله (ص) لعلی : هم انت و شیعتک یوم القیامه راضین مرضیین .[2]
ابن عباس گفت : آن گاه که آیه شریفه " همانا کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند ، بهترین انسان ها هستند " نازل شد ، پیامبر اکرم (ص) به علی (ع) فرمود : آنان ، تو و شیعیانت هستید که در روز قیامت ، هم شما از خداوند خشنودید و هم خداوند از شما خشنود است.
3- عن علی (ع) قال: قال لی رسول الله (ص) : الم تسمع قوله تعالی " إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ " هم انت و شیعتک و موعدی و موعدکم الحوض إذا جائت الامم للحساب تدعون غرا محجلین [3]
علی (ع) فرمود که پیامبر اکرم (ص) به من فرمود : آیا سخن خدای متعال را شنیده ای که فرمود : " آنان که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند بهترین مردمند " ؟ . آنان تو و شیعیانت هستید ، وعده من و شما حوض کوثر است ، آنگاه که همه امت ها برای حساب بیایند ، شما با چهره های درخشان و شناخته شده دعوت خواهید شد.
4- عن ابن عباس : لما نزلت : " إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ " قال (ص) لعلی : انت و شیعتک تأتی یوم القیامه راضین مرضیین و یأتی عدوک غضبانا مقمحین . فقال : من عدوی ؟ قال : من تبرأ منک و لعنک .[4]
ابن عباس گفت : آن گاه که آیه شریفه " همانا کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادند بهترین انسان ها هستند " نازل شد ، پیامبر اکرم (ص) به علی (ع) فرمود : تو و شیعیانت ، روز قیامت در حالی خواهید آمد که از خدا خشنود و خدا از شما خشنود خواهد بود ، اما دشمنان تو خشمگین و سر افکنده خواهند بود . حضرت علی (ع) پرسید : چه کسی دشمن من است ؟ حضرت فرمود : کسی که از تو بیزاری جوید و تو را لعن کند.
[1] - تفسیر الدر المنثور ، جلال الدین سیوطی ، ج6، ص379 ؛ تاریخ دمشق ترجمه الامام امیر المومنین ، ابن عساکر ، ص442 حدیث 958
[2] - تفسیر الدر المنثور ، ج6، ص 379 ؛ الصواعق المحرقه ، ابن حجر ، ص96 ؛ تفسیر روح المعانی ، آلوسی ج30 ، ص207 ؛ تفسیر جامع البیان ، طبری ، ج30، ص265
[3] - تفسیر الدر المنثور ، ج-6، ص379 ؛ تفسیر روح المعانی ، ج30، ص207 ؛ کفایه الطالب ، گنجی شافعی ، ص246
[4] - ینابیع الموده ، سلیمان حنفی قندوزی ، باب 58 ، ص270 ؛ الصواعق المحرقه ، ابن حجر هیثمی ، ص96
عقیده شیعیان در مورد عدالت خداوند
یکی از اعتقادات شیعیان که از اساسی ترین اعتقادات شیعه بعد از توحید و نبوت و معاد می باشد ، اعتقاد به عدالت خداوند است . این عقیده در شیعه به این منظور اصل قرار گرفته است تا اندیشه ای را که ملازم با ظالم بودن خداوند (نعوذ بالله ) می باشد ، نفی کرده باشد .
با اینکه عدل یکی از صفات خداوند است و در قرآن کمتر روی آن تاکید فرموده و خداوند تعالی در قرآن بیشتر بر صفات رحمن و رحیم تأکید دارد اما بخاطر انحرافی که در جهان اسلام نسبت به صفات خداوند پدید آمد و آن رواج اندیشه جبریگری بود که از انکار رحیم بودن خداوند سر در می آورد و خداوند را در معرض اتهام ظلم و ستم بر بندگان قرار می داد ، شیعه اصل عدل را جزء اعتقادات اصلی خود قرار داد.
اعتقاد به اینکه خداوند همه چیز را از پیش مقدر کرده است و انسان ها هیچ کاری را جز با مشیت حتمی الهی انجام نمی دهند بطوری که اگر انسان ها کار درست انجام می دهند بخاطر آن است که خداوند مقدر کرده است و اگر گناه می کنند و کار ناشایست انجام می دهند و مرتکب قتل و دزدی و ... میشوند بخاطر آن است که خداوند مقدر فرموده و انسان مجبور است آن چیزهای که خداوند مقدر فرموده انجام دهد ، مستلزم نفی رحمانیت و رحیمیت خداوند و نسبت ظلم به ذات اقدس الهی است . چون اگر عقیده داشته باشیم که طبق مشیت و تقدیر الهی من مجبورم در فلان روز و فلان ساعت دزدی کنم و در آخرت هم بخاطر این دزدیم به جهنم مرا عذاب کند ، ظلم به بندگان است .
به علاوه من که دزدی می کنم و آنکس که به نیازمندی پول می دهد و کمک می کند ، هردو طبق مشیت خداوند و بدون آزادی و اراده خود مان انجام داده ایم پس چرا خداوند مرا به جهنم و آن دیگری را به بهشت می برد؟!
به همین جهت شیعیان عقیده دارند خداوند عادل است و کسی را بر انجام کاری مجبور نمی کند و انسان اگر کار درست می کند با اراده خود انجام می دهد و اگر گناه می کند نیز به اراده خود انجام می دهد و خدا او را مجبور به این کار ها نساخته است .
البته باید دانست که شیعیان نیز به قضا و قدر الهی عقیده دارند و عقیده به عدالت خداوند با قضا و قدر الهی منافات و تضادی ندارد .
شرح عقیده قضا و قدر انشاء الله بعدا توضیح داده می شود .
باور شیعیان در مورد قرآن

قرآن كریم نزد شیعیان عظمت خاصی دارد زیرا قرآن تنها وسیله ای است كه انسان ها را به خدا متصل می كند و حبل الله المتین است كه خداوند (ج) آن را توسط جبرئیل امین به رسول خود فرو فرستاده است تا مسلمانان با تمسك به آن راه سعادت خود را دردنیا و جهان ابدی بیابند. و آن را به دور از هرنوع تحریف و زیاده و نقصان می دانند و معتقدند قرآن كریم كه امروز در دست ما است همان قرآنی است كه به حضرت محمد(ص) نازل شده است . اما شیعیان برای رسیدن به سعادت و بهره بردن از قرآن معتقدند كه باید در كنار قرآن به اهل بیت (ع) نیز متمسك شوند زیرا كه قرآن به تعبیر حضرت علی (ع) حمال ذی الوجوه است كه هركسی می تواند آن را طبق خواسته و رای خود تاویل كند . زیرا قرآن محكم دارد و متشابه و ناسخ دارد و منسوخ , نص دارد و ظاهر . بنابر این لازم است برای بهره بردن صحیح آن قسم كه خدا خواسته است , به اهل بیت رسول الله متمسك شد . همان قسم كه خود رسول الله (ص) سفارش كرده است كه به قرآن و عترتش باهم تمسك جسته شود .
آن حضرت طبق حدیثی كه نزد شیعه و سنی متواتر است فرمود : انی تارك فیكم الثقلین كتاب الله و عترتی اهل بیتی ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا ابدا
من برای بعد از خود دو شیئ ارزشمند برجا می نهم ؛ یكی قرآن و آن یكی دیكر عترت و اهل بیتم است كه تا زمانی كه شما به آن دو تمسك كنید ابدا به ضلالت نمی افتید.
بنا بر این به قرآن باید تمسك جست زیرا قرآن قانون اساسی است كه خدا برای انسان ها فرو فرستاده است و به عترت او تمسك كرد زیرا كه اهل بیت مفسر آن و مجری آن است و قانون اساسی نیاز به مفسر آكاه و مجری توانمند و امین دارد
تبلیغات 