تبلیغات
مذهب اهل بیت (علیهم السلام

 

در مثل چنین روزی، سحرگاهان تروریستی از گروه خوارج که همچون وهابی ها و گروه های تکفیری، اسلام را در انحصار خود می دانستند، فرق مردی را شکافتند که ذوب در اسلام بود. خوارج که نخستین نسل از گروه های تکفیری در جهان اسلام بودند، معتقد بودند هرچه آنان از اسلام می فهمند همان حقیقت اسلام است و دیگران یا باید تسلیم فهم آن ها از اسلام شوند یا باید کشته شوند. آن ها مثل تروریست های تکفیری امروز خشن ترین و بیرحمانه ترین روشها را برای تحمیل نظر خود و حذف مخالفان به کار می بردند.

آنان نیز همچنان که گروه های تکفیری امروز عمل می کنند، به بی گناهان و زنان و  کودکان رحم نمی کردند. به همین جهت شکم همسر عبد الله بن خباب را بریدند و جنین او را بر نیزه کردند و عبد الله بن خباب را جلو چشم همسرش سر بریدند، همان کاری که امروز گروه های تکفیری هر روز انجام می دهند



تاریخ : پنجشنبه 26 تیر 1393 | 07:11 ب.ظ | نویسنده : احسانی | نظرات

 

قال رسول الله(ص)

الحسن و الحسین ریحانتای من الدنیا

حسن و حسین (علیهما السلام) دو گل خوشبوی من در دنیا هستند.

قال رسول الله(ص)

اللهم انی احبهما فاحب من احبهما

 

خدا یا من دوستدار این دو(حسن و حسین) هستم پس شما نیز هرکه این دو را دوست بدارد، دوست بدار



تاریخ : شنبه 21 تیر 1393 | 07:49 ب.ظ | نویسنده : احسانی | نظرات
 



تاریخ : پنجشنبه 22 خرداد 1393 | 05:58 ب.ظ | نویسنده : احسانی | نظرات



تاریخ : شنبه 10 خرداد 1393 | 07:29 ب.ظ | نویسنده : احسانی | نظرات
 


الْحَسَنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ شُعْبَةَ فِی تُحَفِ الْعُقُولِ، عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الثَّانِی ع قَالَ الْمُؤْمِنُ یَحْتَاجُ إِلَى ثَلَاثِ خِصَالٍ تَوْفِیقٍ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ وَ قَبُولٍ مِمَّنْ یَنْصَحُهُ

مستدرك‏الوسائل     8     329    11- باب استحباب قبول النصح

در کتاب شریف تحف العقول نقل شده که امام جواد علیه السلام فرمود: مؤمن در عمر خود به سه چیز  نیاز دارد: توفیق از جانب خدای متعال(که باید با دعا و بندگی بدست آرد) ، واعظی که از درون جانش او را پند دهد و پذیرش نصیحت خیر خواهان



تاریخ : شنبه 20 اردیبهشت 1393 | 05:53 ب.ظ | نویسنده : احسانی | نظرات

 

 



تاریخ : شنبه 13 اردیبهشت 1393 | 06:48 ب.ظ | نویسنده : احسانی | نظرات
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از وانا، مصاحبه دکتر احمد الطیب رئیس الازهر در شبکه نیل که به دفاع از مذهب شیعه می پردازد و شیعه و سنی را در کنار هم قرار داده و اختلاف فکنی بین دو گره را تنها سیاست های خارجی می داند که برای پیشبرد اهداف خود اتخاذ کرده اند.

 این مصاحبه در شبکه نیل مصر انجام شد. در این مصاحبه خبرنگار از احمد طیب سوال کرد:

خبرنگار گفت:  آیا به نظر شما عقاید شیعه مشکل ندارد؟

شیخ طیب جواب داد: نه چه مشکلی دارند، ۵۰ سال پیش شیخ شلتوت فتوا داده است که شیعه مذهب پنجم اسلام و مانند مذاهب دیگر است.
- خبرنگار گفت: فرزندان ما در حال شیعه شدن هستند چه باید بکنیم؟

شیخ جواب داد: خوب بشوند مگر کسی از مذهب حنفی با مالکی برود ما اشکالی به او می گیریم؟ خوب این ها هم از مذهب چهارم به مذهب پنجم رفته اند.
- خبرنگار پرسید شیعیان با ما درحال قوم و خویشی هستند و با فرزندان ما ازدواج می کنند.

شیخ جواب داد: چه اشکالی دارد، بین مذاهب ازدواج آزاد است.

- خبرنگار گفت: می گویند شیعیان قرآنشان فرق می کند.

شیخ طیب پاسخ داد: این حرف ها خرافه پیرزن ها است. قرآن شیعیان با ما هیچ فرقی ندارد و حتی رسم الخطشان نیز مانند قرآن ما است.

- خبرنگار گفت: ۲۳ روحانی از یک کشور(عربستان) فتوا داده اند که شیعیان کافرند، رافضی هستند.

شیخ گفت: برای مسلمین جهان فقط الازهر می تواند فتوا دهد و فتوای آنها اعتباری ندارد.

- خبرنگار گفت: پس این اختلافاتی که بین شیعه و سنی مطرح می کنند چیست؟

شیخ پاسخ داد: این اختلافات سیاست خارجی است و می خواهد بین شیعه و سنی اختلاف بیاندازد.

- خبرنگار گفت من یک سوال جدی دارم: شیعیان که ابوبکر و عمر را قبول ندارند، چگونه می گویید این ها مسلمان هستند؟

شیخ طیب گفت: بله قبول ندارند، اما مگر اعتقاد به ابوبکر و عمر جزو اصول دین اسلام است؟

قصه ابوبکر و عمر یک قصه تاریخی است و تاریخ به اصول اعتقادات ربطی ندارد.

- خبرنگار که از این جواب جا خورده بود گفت: شیعیان یک ایراد دارند آن هم اینکه می گویند امام زمانشان از ۱۰۰۰ سال پیش هنوز زنده است.

شیخ پاسخ داد: خوب ممکن است، چرا ممکن نباشد، ولی دلیلی ندارد ما اعتقاد آنان را داشته باشیم .

- خبرنگار پرسید: آیا ممکن است کودک ۸ ساله امام باشد؟ شیعیان معتقدند کودک ۸ ساله امام شده است.

شیخ گفت: وقتی یک طفل در گهواره پیغمبر بشود اینکه یک کودک ۸ ساله هم امام باشد عجیب نیست، هرچند ممکن است ما به عنوان اهل تسنن این اعتقاد را قبول نداشته باشیم؛ اما این موضوع به اسلام آنها صدمه ای نمی زند و آنها مسلمانند.
 
 




برچسب ها: شیعه مذهب پنجم، احمد الطیب، تسنن، شیعه، مفتی، الازهر،  

تاریخ : دوشنبه 25 فروردین 1393 | 10:16 ب.ظ | نویسنده : احسانی | نظرات

امام زین العابدین(ع) خطاب به عمه اش زینب (س) فرمودند: وَ أَنْتِ‏ بِحَمْدِ اللَّهِ‏ عَالِمَةٌ غَیْرُ مُعَلَّمَةٍ فَهِمَةٌ غَیْرُ مُفَهَّمَة

بحار الانوار ، ج45 ، ص164

روز تولد حضرت زینب (سلام الله علیها) و قهرمان کربلا است، شیر زنی که قیام برادرش را به کمال رساند و پیام قیام را به کوفه و شام برد و کاخ ستمگران را به لرزه درآورد.

وقتی انسان به زینب فکر می کند، زنی که برادرانش و پسران و برادرزادگان و بسیاری از خویشاوندان خود را از دست داده و در اسارت بی رحم ترین قوم، گرفتار است؛ اما وظایف خود را به خوبی انجام می دهد، حقیقتا انسان از بزرگی و عظمت روحی این زن به شگفتی و حیرت می افتد.

زینب یکجا به عنوان یک زنی که برادران خود مخصوصا سید الشهدا ابا عبد الله الحسین(ع) را از دست داده ، گریه های جانسوز سر می دهد و عزا داری می کند، یکجا به عنوان کسی که وظیفه سر پرستی فرزندان و یتیمان را بعهده دارد، بخوبی از آن ها سرپرستی می کند و در یک جا بعنوان یک پرستار از امام زین العابدین پرستاری می کند و جایی هم بعنوان یک بازمانده از تبار علی و حسین(ع) مثل شیر در برابر دشمن می غرد و بر سر آن ها آوار می شود بگونه ای که فرعون های ستمگری همچون عبید الله بن زیاد و یزید را در جای شان   میخکوب می کند. عبید الله بن زیاد کسی بود که وقتی وارد کوفه شد، مردم کوفه زهره ترک شده و دست از یاری مسلم بن عقیل برداشتند و به خانه های خود خزیدند اما زینب در برابر او می ایستد و جواب دندانشکنی به او می دهد.

عبید الله بن زیاد وقتی زینب را دید، گفت: سپاس خدایی را که شما را رسوا کرد و شما را کشت و ادعای شما را تکذیب کرد.

حضرت زینب (س) با شهامت تمام در برابر دشمنی که آن همه قساوت به خرج داده و همه اقارب او را  شهید کرده و خود و اهل بیتش را اسیر کرده ، فرمود: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَكْرَمَنَا بِنَبِیِّهِ مُحَمَّدٍ ص وَ طَهَّرَنَا مِنَ الرِّجْسِ تَطْهِیراً وَ إِنَّمَا یَفْتَضِحُ الْفَاسِقُ وَ یَكْذِبُ الْفَاجِرُ وَ هُوَ غَیْرُنَا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ.

سپاس خداوندی را سزا است که ما را با پیامبرش، حضرت محمد(ص) کرامت بخشید و از ناپاکی ما را مطهر و پاکیزه ساخت و تنها افراد فاسق رسوا می شود و تبه کار دروغ می گوید و او غیر ما است(یعنی خود شمایی) الحمدلله.

چنین سخن کوبنده ای تنها از کسانی انتظار شنیدن است که در موقعیت برابر باشد؛ اما زینب اسیر دست جلاد بیرحمی است که در اوج قدرت است و احساس پیروزی می کند و در عین حال از هیچ جنایتی دریغ ندارد! آیا چنین سخنی در چنان موقعیتی از زینب شبیه به معجزه نیست؟

این تنها یک بعد از ابعاد شخصیتی زینب (س) است.

بعد دیگر شخصیت او خداشناسی او است. زینب در صحرای کربلا با اینکه آن همه مصیبت دید و در میان آن همه گرفتاری ها ، نماز شب خود را با آن که نماز شب مستحب است، ترک نکرد؛ اما چون توان ایستادن نداشت، نشسته خواند.

او در برابر عبید الله بن زیاد که گفت: كَیْفَ رَأَیْتِ فِعْلَ اللَّهِ بِأَهْلِ بَیْتِكِ.کار خدا را نسبت به خاندانت چگونه دیدی؟

فرمود: ْ مَا رَأَیْتُ‏ إِلَّا جَمِیلا ؛ من جز خوبی از خدا ندیدم

واقعا این اندازه از معرفت نسبت به خدا که انسان هر کاری را از جانب خدا خیر و نیکی ببیند، حتی اگر همه بستگانش شهید شوند و بهترین مردانش کشته شوند و خود و اهل بیتش اسیر گردند، معرفتی فوق تصور می خواهد. معمولا ما انسان ها وقتی به یک گرفتاری کوچک مبتلا می شویم ، به زودی از خدا طلبکار می شویم و می گوییم: مگر من چه کار کرده بودم که باید اینگونه تقاص پس بدهم؟

اما زینب بجای شکایت از خدا ، می فرماید : ْ مَا رَأَیْتُ‏ إِلَّا جَمِیلا

این جمله با آن همه مصیبت که در تاریخ نظیر آن را نمی توان یافت، عمق ژرفای معرفت و ایمان زینب را آشکار می کند.

 

 

 

 

 

 



تاریخ : چهارشنبه 14 اسفند 1392 | 05:38 ب.ظ | نویسنده : احسانی | نظرات

تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3  

  • paper | خشم | اصراف