تبلیغات
مذهب اهل بیت (علیهم السلام - زینب قهرمان تاریخ

امام زین العابدین(ع) خطاب به عمه اش زینب (س) فرمودند: وَ أَنْتِ‏ بِحَمْدِ اللَّهِ‏ عَالِمَةٌ غَیْرُ مُعَلَّمَةٍ فَهِمَةٌ غَیْرُ مُفَهَّمَة

بحار الانوار ، ج45 ، ص164

روز تولد حضرت زینب (سلام الله علیها) و قهرمان کربلا است، شیر زنی که قیام برادرش را به کمال رساند و پیام قیام را به کوفه و شام برد و کاخ ستمگران را به لرزه درآورد.

وقتی انسان به زینب فکر می کند، زنی که برادرانش و پسران و برادرزادگان و بسیاری از خویشاوندان خود را از دست داده و در اسارت بی رحم ترین قوم، گرفتار است؛ اما وظایف خود را به خوبی انجام می دهد، حقیقتا انسان از بزرگی و عظمت روحی این زن به شگفتی و حیرت می افتد.

زینب یکجا به عنوان یک زنی که برادران خود مخصوصا سید الشهدا ابا عبد الله الحسین(ع) را از دست داده ، گریه های جانسوز سر می دهد و عزا داری می کند، یکجا به عنوان کسی که وظیفه سر پرستی فرزندان و یتیمان را بعهده دارد، بخوبی از آن ها سرپرستی می کند و در یک جا بعنوان یک پرستار از امام زین العابدین پرستاری می کند و جایی هم بعنوان یک بازمانده از تبار علی و حسین(ع) مثل شیر در برابر دشمن می غرد و بر سر آن ها آوار می شود بگونه ای که فرعون های ستمگری همچون عبید الله بن زیاد و یزید را در جای شان   میخکوب می کند. عبید الله بن زیاد کسی بود که وقتی وارد کوفه شد، مردم کوفه زهره ترک شده و دست از یاری مسلم بن عقیل برداشتند و به خانه های خود خزیدند اما زینب در برابر او می ایستد و جواب دندانشکنی به او می دهد.

عبید الله بن زیاد وقتی زینب را دید، گفت: سپاس خدایی را که شما را رسوا کرد و شما را کشت و ادعای شما را تکذیب کرد.

حضرت زینب (س) با شهامت تمام در برابر دشمنی که آن همه قساوت به خرج داده و همه اقارب او را  شهید کرده و خود و اهل بیتش را اسیر کرده ، فرمود: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَكْرَمَنَا بِنَبِیِّهِ مُحَمَّدٍ ص وَ طَهَّرَنَا مِنَ الرِّجْسِ تَطْهِیراً وَ إِنَّمَا یَفْتَضِحُ الْفَاسِقُ وَ یَكْذِبُ الْفَاجِرُ وَ هُوَ غَیْرُنَا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ.

سپاس خداوندی را سزا است که ما را با پیامبرش، حضرت محمد(ص) کرامت بخشید و از ناپاکی ما را مطهر و پاکیزه ساخت و تنها افراد فاسق رسوا می شود و تبه کار دروغ می گوید و او غیر ما است(یعنی خود شمایی) الحمدلله.

چنین سخن کوبنده ای تنها از کسانی انتظار شنیدن است که در موقعیت برابر باشد؛ اما زینب اسیر دست جلاد بیرحمی است که در اوج قدرت است و احساس پیروزی می کند و در عین حال از هیچ جنایتی دریغ ندارد! آیا چنین سخنی در چنان موقعیتی از زینب شبیه به معجزه نیست؟

این تنها یک بعد از ابعاد شخصیتی زینب (س) است.

بعد دیگر شخصیت او خداشناسی او است. زینب در صحرای کربلا با اینکه آن همه مصیبت دید و در میان آن همه گرفتاری ها ، نماز شب خود را با آن که نماز شب مستحب است، ترک نکرد؛ اما چون توان ایستادن نداشت، نشسته خواند.

او در برابر عبید الله بن زیاد که گفت: كَیْفَ رَأَیْتِ فِعْلَ اللَّهِ بِأَهْلِ بَیْتِكِ.کار خدا را نسبت به خاندانت چگونه دیدی؟

فرمود: ْ مَا رَأَیْتُ‏ إِلَّا جَمِیلا ؛ من جز خوبی از خدا ندیدم

واقعا این اندازه از معرفت نسبت به خدا که انسان هر کاری را از جانب خدا خیر و نیکی ببیند، حتی اگر همه بستگانش شهید شوند و بهترین مردانش کشته شوند و خود و اهل بیتش اسیر گردند، معرفتی فوق تصور می خواهد. معمولا ما انسان ها وقتی به یک گرفتاری کوچک مبتلا می شویم ، به زودی از خدا طلبکار می شویم و می گوییم: مگر من چه کار کرده بودم که باید اینگونه تقاص پس بدهم؟

اما زینب بجای شکایت از خدا ، می فرماید : ْ مَا رَأَیْتُ‏ إِلَّا جَمِیلا

این جمله با آن همه مصیبت که در تاریخ نظیر آن را نمی توان یافت، عمق ژرفای معرفت و ایمان زینب را آشکار می کند.

 

 

 

 

 

 



تاریخ : چهارشنبه 14 اسفند 1392 | 05:38 ب.ظ | نویسنده : احسانی | نظرات

  • paper | خشم | اصراف